سایلنت هیل ۱ و ۲ عالی بود فیلمش ولی اینو گند زدن میشد قشنگ تر ساختش مثلا آخر صحنه فیلم ۲ (silent hill revelations) درست مثل بازیش اشاره میکنه به یه اتوبوس زندانی و ماشین اسکورت پلیس که داستان یکی از سری بازی هاشه و به نظرم خیلی جذاب تر بود داستانش !
نگاه کنید داستان سایلنت و شهر سایلنت هیل طولانیه و تشکیل شده از یک فرقه شیطانی . اینکه ابر و مه چرا در شهر بود هم برگرفته شده از شهری است در آمریکا که بدلیل آتش سوزی زیر زمینی معدن در دود فرو رفت . در کل داستان رو از دید روانشناسی ببینید . مطمئنا از هفت مرحله ی غم و زاری از دست دادن شنیدید . یکیش انکاره . جیمز با مرگ ماریا نمیتونه کنار بیاد . در حالی که خودش ماریا رو کشته . جیمز در عین دوست داشتن ماریا ازش انزجار هم داره . این عشق و انزجار در بازی به پایان های مختلفی منجر میشه . یا جیمز میپذیرد که ماریا مرده و از شهر میره . یا جیمز دست ماریا تخیلی توی فیلم رو میگیره و خب این پایان بده چون باعث تکرار چرخه و ادامه جنون جیمز میشه . یا جیمز مرگ ماریا رو می پذیره اما آنقدر براش سنگینه که خودش رو به همراه جسد ماریا به کف دریاچه میفرسته . که پایان سوم رو در فیلم دیدیم . اینکه موجودات توی فیلم چی بودن ؟ اونها نمودی از انحرافات جنسی و فکری جیمز بودن و واقعی نبودن . در مورد دو شخصیت دیگه بازی هم یعنی ادی و اون دختره که اول فیلم تو سایلنت هیل بود دو داستان هست . ادی یک مجرمه که بخاطر فرار از پلیس ها به شهر میاد و در نهایت به دست جیمز کشته میشه . اون دختره که توی یک صحنه چاقو هم دستش بود پدر خودش رو کشته بود . چون پدره بهش تجاوز میکرده و در داستان بازی جیمز با هیولای فکری این دختره هم مبارزه میکنه و در نهایت دختره در آتش سوزی هتل آخر فیلم از شدت زخم روانی ناشی از تجاوز به دل آتیش میره و میمیره . نکته آخر اینکه در یک نوت در بازی میتونید به این متن برسید ، تو سال هاست که اینجا ( سایلنت هیل ) بودی جیمز ، بدین معنا که این سفر در فیلم و بازی بار اول نبوده و تا وقتی که حیمز مرگ ماریا رو قبول نکرده تموم نشده .
رویکردِ سازندگانِ Return to Silent Hill بسیار عجیب است؛ آنها پیش از هر چیزی شمایلِ شخصیتها را امروزی کردهاند، لحن صحبتشان کموبیش امروزی است و آنها حتی از ابزارهایی مثل تلفنِ هوشمند استفاده میکنند اما این موضوع، تناقض آشکاری با اتمسفر و معماری سایلنت هیل دارد و حتی وقتی که فیلم تمامِ تلاشش را میکند با جلوههای کامپیوتری دربوداغان، همهچیز را از دور متعلق به زمانِ حال نشان دهد، همچنان شکست میخورد و مصنوعی به چشم میآید.
من این فیلم از دید روانشناسی دیدم. میشه گفت یجورایی نسخه ترسناک فیلم شاتر آیلند بود. نمیگم خیلی قوی بود ولی اونجوری که تخریبش کردن بد نبود بابا. از من به فیلم بازها نصیحت زیاد به کامنت های ملت توجه نکنین.